به گزارش خبرنگار گروه دين و انديشه "مهر"، اين كتاب خواهان بررسي اين نكته است كه نظريه هاي تفسير و معنا چه نقشي در حقوق بخصوص نهادهاي حقوقي داشته اند.
در اين راستا مقايسه اي ميان نظريه هاي تفسير و معنا در رنسانس با نظريه هاي قرون وسطا از يكسو و مقايسه اي ميان نهادهاي قرون وسطا و مدرن از سوي ديگر صورت مي گيرد.
مك كلين معتقد است يكي از تحولات مهمي كه در رنسانس اتفاق افتاده تحولات حقوقي بوده است و اين تحولات هم البته ناشي از رويكرد جديدي هستند كه بشر جديد نسبت به حق و حقوق خود و همچنين نهادهاي حقوقي پيدا كرده است.
با اين همه، پرسش از معنا و وجوه و گونه هاي تفسير نه تنها در شاخه هاي ديگري معرفت بشري كه در حوزه حقوق نيز مطرح بوده است و اين كتاب خواهان آن است كه پاره اي از اين پرسشها را به بحث گذارد.
به تعبيري ديگر كتاب " تفسير و معنا در رنسانس " در صدد است ميان فلسفه و حقوق پلي بزند هرچند كه به بحثهاي فلسفه حقوق اكتفا نمي كند و به جريانات فلسفي در درون فلسفه قاره اي هم توجه دارد.
عناوين پاره اي از فصول اين كتاب بدين قرارند : متون و بسترهاي آنها، تفسير و هنرها، نظريه هاي تفسير و معنا و مشابهت ها و مثالها .


نظر شما