خبرگزاری مهر، گروه استانها: سالها است نام شهید سپهبد قاسم سلیمانی و شهید ابومهدی مهندس با مفاهیمی همچون شجاعت، بصیرت، ایثار و فرماندهی مؤثر در جبهههای مقاومت گره خورده است.
این دو فرمانده نه تنها در میدانهای نبرد، بلکه در سطح راهبردی توانستند معادلات قدرت در منطقه خاورمیانه را تغییر دهند و الگوی جدیدی از فرماندهی و رهبری ارائه دهند؛ الگویی که برخلاف قدرتنماییهای معمول کشورهای سلطهگر، مبتنی بر ایمان، عقلانیت و مسئولیتپذیری بود.
در سالهای اخیر، بسیاری از پژوهشگران و تحلیلگران سیاسی تلاش کردهاند تا ابعاد مکتب فکری و عملی این دو شخصیت بزرگ را شناسایی کنند و نشان دهند چگونه میتوان با حضور مؤثر در میدان و تکیه بر اصول اخلاقی و ملی، پروژههای بیثباتکننده منطقهای را خنثی کرد.
آنچه متمایزکننده مکتب شهیدان سلیمانی و مهندس بود، نه صرفاً قدرت نظامی یا تسلط بر میدان جنگ، بلکه توانایی ایجاد هماهنگی میان ایمان، عقلانیت و عمل میدانی، همراه با الهامبخشی به نیروهای مقاومت و مردم منطقه بود.
برای بررسی دقیقتر این مکتب فکری و عملی و نقش آن در تغییر معادلات قدرت در منطقه، با «عمران علیزاده» پژوهشگر مسائل سیاسی و منطقه و استاد دانشگاه به گفتگو نشستیم. در ادامه، بخشی از تحلیلها و نگاههای او به ویژگیهای متمایز این دو فرمانده و اثرات راهبردی حضورشان در جبهه مقاومت را میخوانید.

تمایز مکتب فکری از الگوهای رایج قدرت در منطقه
علیزاده در پاسخ به این سوال که مکتب فکری شهید سلیمانی و شهید ابومهدی مهندس چه تفاوتی با الگوهای رایج قدرت در منطقه داشت، گفت: در نظام بینالملل، معمولاً کشورهای قدرتمند برای توجیه سلطه خود دست به جنایت میزنند و کشورهای ضعیف مجبور به پذیرش آن میشوند. اما مکتب فکری این دو فرمانده، اقتدار بدون سلطهگری را نشان داد.
وی افزود: آنها با ایمان و عقلانیت، ایران را بهعنوان قدرتی مقتدر معرفی کردند که توانایی اقدام دارد، اما هرگز از قدرت خود برای سلطه بر دیگر کشورها استفاده نمیکند.
علیزاده ادامه داد: در میدانهای نبرد، سبک فرماندهی آنها خاص و الهامبخش بود فرمانده اول خود در نوک پیکان حضور داشت و نیروهای تحت امر را با شناخت کامل میدان هدایت میکرد. این الگو باعث میشد دیگر نیروها نیز با انگیزه و حضور فعال در جبهه مقاومت شرکت کنند.
ایمان، عقلانیت و عمل میدانی
این استاد دانشگاه در توضیح سازوکار این فرماندهی گفت: آنها هرگز دستور به حمله نمیدادند تا خود در پشت نیروهایشان مخفی بمانند؛ بلکه ابتدا خود در میدان حضور داشتند و سپس نیروها را هدایت میکردند. این شیوه باعث شد که فرمانده و سرباز هر دو با هم در مسیر دفاع از مقاومت حرکت کنند و نتیجه آن، انسجام و اثربخشی فوقالعاده نیروها بود.
وی تاکید کرد: این فرماندهی مبتنی بر تلفیق ایمان، عقلانیت و تجربه میدانی بود و توانست نیروی انسانی حاضر در جبهه مقاومت را به بهترین شکل مدیریت کند.
نقش راهبردی در شکست پروژه تروریسم تکفیری
پژوهشگر مسائل سیاسی در مورد نقش راهبردی شهیدان در شکست پروژه تروریسم تکفیری گفت: این دو فرمانده تشخیص دادند که گروههای تروریستی تکفیری، ابزار قدرتهای استعماری به ویژه آمریکا هستند پروژهای که هدفش کنترل منطقه و فریب کشورهای دیگر بود، با مدیریت دقیق آنها ناکام ماند. بدون حضور شهید سلیمانی و شهید ابومهدی مهندس، جبهه مقاومت مسیر اشتباه را طی میکرد و بسیاری از ائتلافهای ضدآمریکایی وابسته به قدرتهای دیگر به شکست میرسیدند.
مقاومت در برابر پروژه تجزیه خاورمیانه
علیزاده درباره نقش آنها در جلوگیری از تجزیه منطقه اظهار داشت: پس از سقوط صدام، آمریکا و متحدانش قصد داشتند خاورمیانه بزرگ را به کشورهای کوچک و غیراثرگذار تقسیم کنند تا با درگیریهای داخلی و قومی، منطقه را بیثبات کنند. اما اقدامات شهیدان باعث شد مرزهای منطقه حفظ شود و پروژه بیثباتسازی با شکست مواجه شود.
ادامه مسیر جبهه مقاومت پس از شهادت
وی افزود: تهدید واقعی برای نظام سلطه، زنده بودن ایده و تفکر این دو فرمانده در جبهه مقاومت است امروز نیروهای مقاومت و کشورهایی مانند عراق خواستار خروج آمریکا هستند و جبهه مقاومت همچنان توانمند به اجرای عملیاتهای سرنوشتساز خود ادامه میدهد. شهادت آنها پایان مسیر نبود، بلکه استمرار یک مکتب و الگوی راهبردی بود.
علیزاده گفت: مکتب فکری و عملی شهید سلیمانی و شهید ابومهدی مهندس نشان داد که قدرت واقعی در منطقه نه بر سلطه و زور، بلکه بر ایمان، عقلانیت و حضور میدانی مبتنی بر اخلاق و اصول ملی شکل میگیرد. الگویی که توانست الهامبخش نیروهای مقاومت و مردم منطقه باشد و به جهان نشان دهد موفقیت واقعی در ایجاد ثبات و امنیت، با حضور انسانهای متعهد و مؤمن حاصل میشود.
سهم راهبردی شهیدان در شکلگیری و تثبیت جبهه مقاومت
علیزاده در پاسخ به این سوال که این فرماندهان چگونه توانستند جبهه مقاومت منطقهای را شکل دهند و تثبیت کنند، گفت: این دو شهید نه تنها در زمان حیات خود جبهه مقاومت را در مسیر درست و به نفع تمدنسازی اسلامی هدایت کردند، بلکه نسلی از فرماندهان را تربیت کردند که امروز مسیر مقاومت را ادامه میدهند. پروژههای آنان بر اساس برنامهریزی دقیق و حضور میدانی طراحی شده بود و این موضوع نشان میدهد که تفکر آنها هنوز در جبهه مقاومت زنده است.
وی افزود: جبهه مقاومت به گونهای طراحی شده که ممکن است تاکتیکها بسته به شرایط تغییر کند، اما اساس و روح این مقاومت هرگز از بین نمیرود.

پیام مکتب شهیدان برای نسل جوان
علیزاده درباره پیام مکتب شهید سلیمانی و شهید مهندس برای نسل جوان و نیروهای مقاومت گفت: پیام اصلی این است که آمریکا همان آمریکاست و صهیونیستها همان صهیونیستها هستند. جوانان باید با چشم باز واقعیتها را ببینند و بدانند که این قدرتها، اگر فرصت پیدا کنند، میتوانند جنایات عظیمی در منطقه انجام دهند. نامه معروف شهید سلیمانی به دخترش که در آن تأکید کرده اینها ضد انسانیت هستند و کاری به اسلام، ایران یا شیعه ندارند، اهمیت این موضوع را روشن میکند.
وی ادامه داد: حضور میدانی و عدم اعتماد به فریب مذاکرات، کلید پیروزی است. شهید سلیمانی همواره نشان داد که مذاکره با دشمن، بدون پشتوانه قدرت میدانی، هیچ نتیجهای ندارد. حتی زمانی که نامهای از سازمان سیاه آمریکا برای ایشان ارسال شد، بدون باز کردن آن، آن را بازگرداند زیرا ایمان داشت تنها در میدان میتواند حق ملتهای مسلمان را احیا کند.
تأثیر شهادت بر معادلات قدرت در منطقه
علیزاده در پاسخ به این سوال که شهادت این دو فرمانده چه تغییری در معادلات قدرت منطقه ایجاد کرد، گفت: قطعاً اثرگذار بود. اگر شهید سلیمانی امروز در میان ما بود، ممکن بود منطقه شکل دیگری داشته باشد. اما نکته مهم این است که جبهه مقاومت به گونهای طراحی شده که اثرگذاری آن وابسته به یک فرد نیست. فقدان این دو شهید ممکن است برخی نقاط ضعف تاکتیکی ایجاد کند، اما فرماندهان دیگر با پیروی از مکتب آنها این نقاط ضعف را به نقاط قدرت تبدیل خواهند کرد.
وی در پایان خاطرنشان کرد: جبهه مقاومت همچنان پویا و زنده است و مسیر آن ادامه دارد. تفکر، مکتب و راهبرد این دو شهید هرگز از بین نرفته و همچنان الهامبخش نسلهای جوان و نیروهای مقاومت در منطقه است.


نظر شما